ماه نوشت نو 2
پیشنهاد واژه:
ناگهانی Abrupt:
نامطلوب Adverse:
حاصلخیز Fertile:
دقیق Accurate:
پیشنهاد کتاب :
این روزها مهمان یک کافه گرم و صمیمی هستم در میان کوچه پس کوچه های سرد شهر. در گوشه ای از این کافه شنیدم که می گفتند:
بنای اذیت کردن را هم نداشت. یعنی مثل بقیه و در حالی که پدرشان شنده است؛ فکر نمی کرد تو پدرش را کشته ای و باید به هر قیمت، نیشی کنایه ای بزند و به هر ترتیبی که شده، این جنایت هولناک تو را جبران کندو می خواهم بگویم، شمشیر و دشنه ای همراهش نداشن یا به کمر نبسته بود تا به فکر استفاده کردم ازش بیفتد. همسن طور بی خودی. فقط برای این که ازش کاری کشیده باشد و فقط برای قشنگی آن را به کمرش نبسته باشد.
“صفحه سی و شش کتاب کافه پیانو، اثر فرهاد جعفری”
اگر شما هم مایل بودید در این کافه همیشه جای کافی هست. یک سری بزنید بد نیست.
پیشنهاد راه:
به سر دو راهی که رسیدی چشم هایت را ببند، با دلت مشورت کن و برو. خوبی اش این است که اگر افتادی هیچ کسی را مقصر نمی دانی. دل که هیچ کسی نیست!

پیشنهاد شعر:
زنده وار
چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری
دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری
همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری
سحرم کشیده خنجر که ، چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من ؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری
چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیر نگشایدت کناری
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری
اثر سایه
کلمات کلیدی: ماه نوشت نو ،واژه ،کتاب ،راه