درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

اتاق های تاریک
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩  

اتاق های تاریک

نگاهی کوتاه به فیلم جایی آخرین اثر سوفیا کاپولا

به همراه ترجمه ای از مصاحبه با او

somewhere

اگر نورما دزموند با بازی خیره کننده ی گلوریا اسوانسون در فیلم بلوار سانست بیلی وایلدر تقلایی سخت دشوار می کند تا درخشش ستاره ی اقبالش را که مدتی پیش در پس افق پرهیاهوی آسمان هالیوود غروب کرده و از دست رفته دیده است را با زر و زور دوباره پس بگیرد و بر اوج صحنه و در دل تماشاگران نقش ببندد، این بار جانی مارکو با بازی دلنشین استفان دورف در فیلم جایی سوفیا کاپولا خسته از نورهای خیره کننده ی زرق و برق های هالیوودی و نگاه های خیره و آشناپنداری های دیگران، عینک دودی بر چشم می زند و خسته از دیده شدن به گوشه ای می خزد تا بلکه خود را بیابد و ببیند.

جانی مارکو از همان ابتدا سوار بر ماشین با گردش های بی هدف و بی سرانجام خود در جاده ای دایره ای شکل و خاکی، سرگردانی خود را به نمایش گذاشت تا بلکه سرانجام جایی را بیابد که از دریچه ی دوربین ها دیده نشود و او را ستاره نخوانند. پیش بینی رفتار او برای نزدیکان و حتی خود او نیز ناممکن می شود. حضور دخترش که هر لحظه انتظار می رود از طرف پدر همانند مادرش طرد شود، خود موجب پیدا شدن گوشه ای از گم شده ی جانی می شود. گوشه ای از او که پیش از این با بودن در کنار زن های بی شمار و فیلم های پرفروش به فراموشی سپرده شده بود. جانی با باور و میل، لذت های پیشین را با در کنار دخترش بودن معامله می کند تا در نهایت جایگاه حقیقی خود را پیدا کند و از این سرگردانی و بی هویتی نجات یابد.

آخرین فیلم دختر خالق پدرخوانده، اثری با ظاهری هالیوودی است؛ اما درون مایه اش ضد داستان و بی اعتنا به ضرب آهنگ است. همین ناهمگون بودن فرم های از پیش دیده و تجربه شده با محتوای بیان شده در روایت، موجب ایجاد تجربه ای نو در این اثر شده است.


کلمات کلیدی: فیلم ،فیلم جایی ،مصاحبه ،کاپولا