درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

ترجمه و متن اصلی شعری از پابلو نرودا
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ۱۳٩۱  

 

muchaha en la ventana

می توانم امشب

بسرایم غم انگیزترین شعرم را


 
واژه های بی صدا
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱  

نسیم واژه های تو که می وزد
خیره می شوم به سایه کلام تو
که روی شیشه ی تمیز و مات میز
میان قهوه و شکر نشسته است
و چنگ می زنم به میز و صندلی
همچو قایقی نجات
در میان موج های بودنت
خیره ام به آن دو چشم دیدنی
و دلهره هجوم می برد به قلعه ی وجود من
و من به سان بادبادکی سبک
رها به سمت ابرها -بدون نخ-
می شوم شبیه نقطه ای سیاه
بعد از آن که می روی
خرابه های قلب من
تمام گفته های ناشنیده را
به سان گنج های گم شده
درون خود دفن کند
و من به زیر حرف های عین وشین
به زیر کوهی از تمام قاف ها
به انتهای واژه های بی صدا
به زیر نقطه های نام تو
فرو روم



کلمات کلیدی: شعر خودم ،نوید و نگار