درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

عکسهای متحرک
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٢  

 

 

 

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
جک
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٢  

 
بهروز خالی بند رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. بهروز خالی بند یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

بهروز خالی بند سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟! از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی

میخواستن بهروز خالی بند رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گــرد، میگن برو یک گوشه بشین!

 

در نگاه کوتاهی که به مطالب گذشته ی وبلاگ در آخرین روزهای سال 88 داشتم این پست را که شامل ده ها لطیفه بود را به علت استفاده ی نامناسب از نام اقوام ایرانی اصلاح کردم.

چه خوب است انسان ها گاهی سربرگردانند و نگاهی به گذشته ها بیندازند و از اشتباهاتشان پند بگیرند و در صورت انجام کاری نادرست معذرت بخواهند. اعتراف به اشتباه در فرهنگ ما بسیار نامرسوم است.

 


کلمات کلیدی: لطیفه ،اصلاح شده ،گذشته ،اسفند88
 
معرفی کتاب
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٢  


ده گفتار

متفکر شهيد استاد مرتضي مطهري


مقدمه


آنچه در اين كتاب ملاحظه می‏شود ، مجموعا ده سخنرانی يا مقاله است كه‏
در طول سالهای 1339 تا 1341 هجری شمسی ايراد شده و يا نگارش يافته است‏
از گفتار اول تا گفتار هفتم ، سخنرانيهائی است كه در فاصله مهرماه‏
1339 تا مهرماه 1341 ، در محفلی ماهانه در تهران ، كه هر ماه يك نوبت‏
در منزلی در سه راه ژاله با شركت چند صد نفر از طبقات مختلف تشكيل‏
می‏شد ايراد شده است .
اين محفل ماهانه كه به نام " انجمن ماهانه دينی " معروف شد ، دو سال‏
و نيم ادامه يافت و سی سخنرانی وسيله افراد مختلف در آن ايراد شد .
شركت كنندگان برای ايراد سخنرانی در آن جلسه ، درباره موضوعی كه‏
می‏خواستند سخنرانی كنند ، مطالعه نسبتا كافی می‏كردند و پس از ايراد ،
بلافاصله استخراج و اصلاح می‏شد و تا ماه بعد و جلسه بعد به صورت جزوه‏ در اختيار شركت كنندگان جلسه قرار می‏گرفت و آخر كار به صورت سه جلد
كتاب به نام " گفتار ماه " در اختيار عموم قرار گرفت .
اين جلسات هر چند نتوانست به حيات خود ادامه دهد ، اما منشأ خيرات‏
و بركات معنوی فراوانی شد و موجب يك سلسله اصلاحات و جنبشهائی در سطحی‏
وسيعتر و گسترده تر در كار مسائل تبليغی و ارشادی اسلامی گرديد .
در مدت سی ماه كه آن جلسات دائر بود ، آنكس كه بيش از ديگران در
كار آن انجمن با ما همكاری داشت و طرف شور بود ، دانشمند محقق عاليقدر
مرحوم دكتر محمد ابراهيم آيتی رضوان الله عليه بود .
گفتارهای هشتم و نهم كه تحت عنوان " خطابه و منبر " است در حدود
سالهای 39 - 41 در عاشورائی ميان سالهای 1380 تا 1382 قمری ( دقيقا يادم‏
نيست ) در انجمن اسلامی مهندسين ايراد شد و در كتابی به نام گفتار عاشورا
در همان سالها چاپ و منتشر شد . آن دو سخنرانی ، مكرر ، البته بدون اطلاع‏
خودم ، به صورت مستقل نيز چاپ و پخش شده است .
آخرين بخش اين كتاب ، مقاله‏ای است كه در سال 1341 در كتابی به نام‏
" بحثی درباره مرجعيت و روحانيت " چاپ و منتشر شد .
بعضی از دوستان اظهار علاقه كردند كه اين گفتارها جداگانه چاپ و منتشر
شود . اين بنده با فرصت كمی كه دارد ، همه آنها را مجددا از نظر گذراند
و اصلاحات مختصری در همه آنها به عمل آورد و مجموع آنها را به نام " ده‏
گفتار " در اختيار علاقه‏مندان قرار داد ، اميدوار است كه راهگشا به سوی‏
خير و سعادت جامعه اسلامی باشد .
ششم صفر هزار و سيصد و نود و هشت هجری قمری
مرتضی مطهری




بسم الله الرحمن الرحيم
« افمن اسس بنيانه علی تقوی من الله و رضوان خير ام من اسس بنيانه‏
علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم و الله لا يهدی القوم الظالمين
موضوع سخن ، تقوا از نظر اسلام است . وضع اين جلسه كه قرار است فعلا در
هر ماه يك بار تشكيل شود ، برای ايراد يك سخنرانی به معنای فنی نيست‏
بلكه هدف اين جلسات تحقيق و مطالعه جدی در اطراف يك سلسله موضوعات‏
دينی است . بنابراين اگر احيانا از مراسم عادی در سخنرانيهای معمولی‏
خارج شديم ، از وضعی كه خودمان تصميم گرفته‏ايم خارج نشده‏ايم . مثلا ممكن‏
است احتياج پيدا كنيم در وسط سخنرانی

قسمتهائی را از روی كتاب بخوانيم و يا آنكه در يك سخنرانی بر حسب‏
مطالعاتی كه كرده‏ايم مطلبی را بگوئيم و بعد در اثر مطالعه بيشتر و يا
تذكر ديگران ، در يك سخنرانی ديگر با كمال صراحت به اشتباه خودمان‏
اعتراف كنيم و سخن اول خود را رد كنيم ، و ممكن است اين كار را يك نفر
ديگر كه در همان موضوع سخنرانی می‏كند انجام دهد و با دليل و منطق سخن ما
را رد كند .
چون قبلا سخنران موضوع سخنرانی خود را اعلام كرده ناچار است خود را
حتی‏الامكان آماده كند . و شنوندگان نيز از اول می‏دانند كه چه موضوعی را
می‏خواهند گوش كنند . آنها هم به نوبه خود ، خود را آماده شنيدن يك‏
موضوع معين می‏كنند . و از اين رو افاده و استفاده بيشتری می‏شود .


لغت تقوا


اين كلمه از كلمات شايع و رايج دينی است ، در قرآن كريم به صورت‏
اسمی و يا به صورت فعلی زياد آمده است . تقريبا به همان اندازه كه از
ايمان و عمل نام برده شده و يا نماز و زكات آمده ، و بيش از آن مقدار
كه مثلا نام روزه ذكر شده ، از تقوا اسم برده شده است . در نهج‏البلاغه از
جمله كلماتی كه زياد روی آنها تكيه شده كلمه تقوا است . در نهج‏البلاغه‏
خطبه‏ای هست طولانی به نام خطبه متقين . اين خطبه را اميرالمؤمنين در
جواب تقاضای كسی ايراد كرد كه از او خواسته بود توصيف مجسم كننده‏ای از
متقيان بكند . امام ابتدا استنكاف كرد و به ذكر سه چهار جمله اكتفا
فرمود ولی آن شخص كه نامش همام ب شريح بود و مردیمستعد و برافروخته بود قانع نشد و در تقاضای خود اصرار و سماجت كرد .
اميرالمؤمنين ( ع ) شروع به سخن كرد و با بيان بيش از صد صفت و ترسيم‏
بيش از صد رسم از خصوصيات معنوی و مشخصات فكری و اخلاقی و عملی متقيان‏
سخن را به پايان رسانيد . مورخين نوشته‏اند كه پايان يافتن سخن علی همان‏
بود و قالب تهی كردن همام بعد از يك فرياد همان .


براي دريلفت كل متن كتاب و آشنا شدن بيشتربا اين شخصيت بزرگوار ميتوانيد به سايت زير مراجعه كنيد:

www.motahari.org







کلمات کلیدی:
 
داستانک
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٢  

 

((او))

 یک:من او را میخواهم دیگر ماموران و فرشتگان الهی از دست این آدم کلافه شده بودند هر نعمتی که فکرمیکردند شاید راضی اش کند در اختیار او قرار داده بودند حتی حوری ها هم نتوانسته بودند این شخص را راضی کنند یکی از فرشتگان در حالی که سعی داشت خود را آرام نشان دهد نزدیگش شد و گفت: تمام انسانها در طول زندگی سختی میکشند شبها ناله میکنند تا  مورد رحمت خدا قرار  گیرند و جای تو باشند ولی تو هنوز راضی نیستی آخر دیگر چه میخواهی؟ مرد آرام صورت خود را به طرف آسمان زیبا بهشت بلند کرد و زیر لب گفت

به مجمی که درآیند شاهدان دو عالم          نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم       جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم

دو:مامور عذاب الهی تعجب کرده بود چه او را عذاب میدادند چه دست از عذاب میگشیدند فریاد و آه و فغان او به هوا بود! کنجکاو شدند و دست از عذاب او کشیدند و گفتند که ای مرد چگونه ای؟ ناله و فغانت در وقتی که عذاب نمیشوی برای چیست؟ مرد آرام سر خود را به طرف ماموران الهی برگرداند و گفت: گویم که عذاب شما را تحمل کنم از غم دوری او چه کنم؟

خانم! این دهمین روزنامه ای است که گم شدن دختر خود را در آن اعلام کرده ایم دیگر آبرویم رفت کمی صبر کن بگذار شاید خبری شد تازه یک هفته است که گم شده شاید پیدایش شود اصلا شاید فرار کرده تا به قول خودش آزار زندگی کند و راحت باشد چه کارش داری؟

زن که همچنان پریشان بود آرام به شوهر خود گفت: بدون او من نمیتوانم زندگی کنم

رییس کلانتری کاملا  مضطرب به نظر میرسید و خانم شیک پوش  با قدمهای تند جلوی افسر راه میرفت و با عصبانیت لبهایش را گاز میگرفت رییس کلانتری که لحظاتی قبل توسط ماموران بالا دست خود شدیدا مورد عتاب قرار گرفته بود و میدانست که اگر خواسته آن زن را برآورده نکند دچار مشکلات زیادی میشود اب حالت درماندگی گفت: خانم محترم شما که خود میدانید ما همه سعی خود را کرده ایم ماموران این کلانتری را بجای اینکه به ماموریتهای مهم دیگری مثل دزدی واغتشاش بفرستیم به دنبال کار شما فرستادیم اما تا حالا نتیجه نداده است . زن که گویی عصبانیتش دو چندان شده بود فریاد زد: کم است آقا! شما که خوب میدانید که اگر پدر من موضوع را به مقامات بالاتر اطلاع دهد و پیگری کند شما بیچاره میشوید باید تمام سعی خود را برای پیدا کردن گمشده من به کار برید من تمام زندگی و اوقاتم را از وقتی که به یاد دارم با آن پشمالوی خوشگل گذراندم! یکبار دیگر میگویم پاکوتاه سفید قلاده قهوهای روشن صبح تو میدان تجریش گمش کردم اگر تا دو ساعت دیگر پیدا نشود همه شما را بیچاره میکنم آخر او همه زندگی من است

اردیبهشت 82

علی بیگدلی

 


کلمات کلیدی:
 
چهره نما
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٢  

کلمات کلیدی: