| چاپ مطلبی در روزنامه اعتماد |
| ساعت ۱٠:۳۸ ب.ظ روز جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۸ |
|
نوشته ای که چندی پیش در وبلاگ درباره ی فیلم "درباره الی..." منتشر شده بود دیروز در روزنامه اعتماد چاپ شد. با مراجعه به لینک زیر می توانید کل مطلب را مطالعه کنید.
http://www.etemaad.ir/Released/88-03-21/184.htm#148339
http://www.etemaad.ir/PDF/88-03-21/v-10.pdf
دیگر سایت ها نیز این مطلب را نقل کرده اند: http://www.onlycinema.ir/article1571.html http://www.daneshju.ir/forum/archive/t-68252.html
کلمات کلیدی: درباره الی ،اعتماد
|
|
| الی |
| ساعت ۱۱:٠٢ ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸ |
|
نگاهی به عناصر هراس انگیزی و رمزآلودگی در "درباره الی"
یا خیره به بادبادک
1- درباره الی از آن جهت با ذهن و حس مخاطب آمیخته می شود که تلاشی بازر و آشکار در انجام این کار نکرده است. ایجاد عناصر رمزآلودگی و هراس انگیزی با مصالح متداول و نخ نما شده ی آن انجام نشده و حتی فریب دادن و ایجاد کجی در مسیر ذهن مخاطب برای قضاوت نادرست که امری مرسوم در این گونه فیلم هاست هم مورد استفاده قرار نگرفته است. درباره الی با سکوت و نگفتن همه چیز موفق به رسیدن به اهدافش می شود و چنان مخاطب را درگیر می کند و هوش و حواسش را می رباید که حتی گفتن و نشان دادن حرف پایانی که سرنوشت الی است هم بیننده را بهوش نمی آورد و از حسی که در طول فیلم ایجاد شده است خارج نمی کند. جو هراس انگیزی و رمزآلودگی از مانا نگهداشتن تصورات اولیه از افراد و موقعیت ها به مدت تقریبا طولانی و سپس غافل گیر کردن مخاطب ایجاد می شود و نه با خلق موقعیت های شگفت انگیز و یا یک روایت پیچیده. روند شکل گیری آن غافل گیری نیز به تاثیر بیشتر آن کمک می کند. نیمه دوم فیلم با یک غافل گیری آغاز می شود که سرآغار ایجاد هراس و پرسش است و پایان فیلم هم که سرانجام الی مشخص می گردد یک غافل گیری دیگر. مقایسه همین دو غافل گیری نشان می دهد که چیدمان عناصر موجود در قاب و محتویات ورای آن تا چه اندازه درست و منطقی انتخاب شده است. غافل گیری اول پس از آن همه آرامش و سکون، محرکی است برای ادامه روایت. بستری است برای دیدن فوران درونیات افرادی که تا قبل از آن خود را هم درست نمی شناختند. روشن کننده ی مسیری است که در زندگی تک تک افراد حاضر در آن ویلای مشرف به دریا رقم خورده بود و تا انتهای فیلم چشمان ما را خیره نگه داشت. این نوع غافل گیری قبلاً در نمونه هایی با گونه هایی نزدیک به این فیلم با اشتراکات و اختلافات کم و زیاد نیز دیده شده بود ولی برتری مطلق درباره الی در نوع اتفاقات و داستان گویی بعد از آن و جنس غافل گیری دوم است. بسیاری از نویسندگان توانسته اند با گفتن ماجرای خود و چیره دستی در کنارهم قرار دادن موضوعات ساده و سپس غافل گیری غیرقابل پیش بینی همین حس هراس و پرسش را در مخاطب ایجاد کنند ولی بعد دچار رکودی شده اند که برای برون رفت از آن دست به کارها و تمهیداتی زده اند که حس ناشی از غافل گیری اول را به کلی از بین برده و تماشاگر را با ذهنی خالی از سالن به بیرون می فرستد. ولی غافل گیری دوم درباره الی تلاش بی سرانجامی برای پاسخ گویی به گره اولی که در میانه داستان رقم خورده نیست، بلکه خود یک غافل گیری ای است که حس هراس انگیزی و رمزآلودگی ای را که می رفت در ذهن مخاطب ته نشین شود را دوباره هم می زند و غلظت جو ابتدایی را افزایش می دهد و سرانجام او را با پایان فیلم و روشن شدن سالن سینما تنها می گذارد. مزیت دیگر درباره الی نسبت به فیلم های مشابهی که سعی در گره افکنی در میانه ی داستان و سپس گره گشایی در انتهای آن دارند، وجود حس طراوت در بازتماشای فیلم است. با لو رفتن سرانجام قصه این گونه فیلم ها، رنگ تازگی از چهره شان می پرد. تعریف کردن داستان توسط شخصی دیگر باعث می شود مخاطب میلی به دیدن فیلم نداشته باشد و این به دلیل تکیه بیش از حد به گره گشایی پایانی داستان است. عده ای از نویسندگان متوجه این موضوع شده اند و با راه حل دیگری که همان پایان باز است سعی می کنند جذابیت گره اولیه را حفظ کنند. آن ها با تغییر نادرست جایگاه تماشاگر از او انتظار دارند از سرانجام داستان از خود نویسنده هم بیشتر بداند. این راه حل به علت سرگردانی بیش از حد مخاطب و به مقصد نرساندن هدف توسط آغازکننده آن معمولاً جذاب نیست. پایان باز برای تفاوت در قضاوت های شخصی قابل قبول است ولی برای گره گشایی غافل گیری موجود در روایت نه. هوشمندی درباره الی در سیر اتفاقات میان دو غافل گیری است. بدین معنی که در ابتدای غافل گیری اول عطش تماشاگر برای آگاهی از سرانجام الی در نهایت خود قرار دارد ولی جنس و نوع ادامه داستان این طلب آگاهی را کاهش می دهد و به جای آن حواس مخاطب را متوجه داستان های دیگری مثل نامزد سابق الی و یا درگیری های جدید میان افراد ویلا می کند. انتخاب این اتفاقات آن قدر درست است که در پایان فیلم متوجه گره گشایی غافل گیری اول نمی شویم و خود پیدا شدن الی یک غافل گیری دیگر و منشا پرسش های دیگر برای مخاطب می شود. مانند تردستی که حواس تماشاگر را با حرکات دست و اشیا پرت می کند و ناگهان از جای دیگری که کسی به آن توجه نکرده است پرنده ای را بیرون می آورد. دیگر دلیل عمق یافتن حس هراس در میان مخاطبان حس همذات پنداری ای است که با افراد ویلانشین مجاور دریا و یا حتی نامزد تازه از تهران رسیده بوجود آمده است. تصور حادثه برای نزدیکان انسان مانند پیشامد آن برای خود شخص هولناک است. هر چه این نزدیکی بیشتر شود و مشترکات میان اشخاص افزایش یابد بر میزان این هراس نیز افزوده می شود. شاید یکی از دلایل وجود شخصیت های زیاد داخل ویلا همین بالا بردن احتمال پیدا کردن یک نفر با بیشترین حس مشترک با مخاطب است. حسی که نتیجه اش رخنه ی هراس و پرسش های بی جواب در ذهن تماشاگر و تاثیر عمیق تر است.
|
|
| حس الی |
| ساعت ٢:۱٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧ |
|
0- درباره الی، درباره گذر کردن و گذشتن و گذاشتن است.گذری که با یک صدقه در ابتدای مسیر آغار می شود، میانه اش اضطراب و هراس است و سرانجامش در گل ماندن و درجا زدن و حتی عقب تر رفتن. گذشتن از تمامی داشته هایی که از گذشته با خود داشته اند و گذاشتن اخلاق و ایمان در همان تونل وسط راه. 1- درباره الی در کالبدی که با هوش و نبوغی ظریف و حرفه ای شکل گرفته است طراحی شده و انباشتی است از مفاهیم و اشاره ها. داستان نقابی بر چهره خود گذاشته است دلنشین. هر چند که از صورت اصلی جز چشم ها باقی نمانده ولی با همان روایت پاتومیم وار و بدون بهره بردن از واژگان مستقیم، ما را وادار می کند که مطلوب آن را هر چند با شک و درخواست تایید از خود راوی، دریابیم و همین سردرگمی و ایجاد حس شک و تشخیص ندادن درست از نادرست لذتی را در طول دیدن فیلم در مخاطب ایجاد می کند که تجربه آن شیرین و به یادماندنی است. اما الی مثل دیگران نقاب بر چهره نمی زند و نمی خواهد با حرکات دست و چشم ما را به منظوری برساند. او با رفتنش و چیره کردن همین نبودنش در ما حسی را ایجاد می کند که دیگران با وجود بودن و نمایش آن و به رخ کشیدن تبحر در حرکات منظوردار خود، حتی قادر به ایجاد بخش کوچکی از آن هم نیستند. حسی منحصر به فرد که نمی توان جزییات و احوال آن را توصیف کرد. حسی که می توان آن را حس الی نامید. سکوت و نبود الی از فریادها و حضور سپیده نافذتر است. 2- الی قربانی گروهی می شود که در برزخ امتحان و تصمیم دست و پا می زنند. نه خود الی بلکه آبرو و حیثیتش. آبرویی که مثل همان شیشه های خرد شده در ویلا در طول زندگی اش تکه تکه جمع کرده است ولی با دست خود و ناگهان آن را با پای یک نفر می ریزد. و هر دو می خندند. خنده ای از روی غفلت. 3- انسان هایی که در انتهای سن جوانی هستند و متعلق به طبقه میانی ترسی نهفته در خود دارند. ترسی پنهان از نداشته ها شان. هراسناک از این که دیگر فرصت بازآفرینی این نبودها در بقیه زندگی پیدا نشود و ترس از افتادن به دام روزمرگی. همه شخصیت های درباره الی مانند کسانی هستند که در مردابی تا گردن فرو رفته اند و هر حرکتشان که در ظاهر به نجاتشان کمک می کند خود مسبب بیشتر فرو رفتن در و در نهایت غرق شدنشان است. ولی سرانجام الی آن ها را از عاقبت این تصمیم و امتحان آگاه می سازد. 4- بودن در یک متروپلیس یا کلان شهری با مختصات امروزی، رنگ و بوی اخلاق و ایمان را می زداید. قشر سطح بالای جامعه (از منظر جامعه شناسی و مردم شناختی) با ژشت های شبه روشنفکرانه تلاش می کنند این مشکل اساسی که با بیشتر شدن نمادهای روزآمدگی و روزمرگی جلوه های واضح تری می یابد را توجیه کنند. این گروه که به علت تسلط نسبی در کلام و داشتن زیربناهای هر چند سست علمی با بیان واژگانی پیچیده و سحرانگیز خود می خواهند چشمان و هوش های غفلت زده مردم را بربایند، خود در سیل سهمگین همین مشکل غرق شده اند. برخی از آنان با همین جریان سیال هرچند با ظاهری متفاوت همراه می شوند (بلایی که بر سر برخی از روشنفکران دینی ما در دهه شصت و اوایل هفتاد آمد) و برخی دیگر دست و پا زنان تقلا می کنند و تا همین امروز تلاششان به ثمر نشسته است. هنوز نتوانسته اند خود را از این گرداب برهانند چه رسد به ایفای نقش ناجی غریقی که دست مردم عوام را بگیرد و با خود از مسیری دیگر ببرد. این از طبقه بالا. قشر ضعیف و مستضعف فکری هم سرمست همین حضورش است. می ماند قشر متوسطی که تعدادشان هم کم نیست. نه ناجی غریق و الگوی رفتاری مناسبی برای برون رفت دارند و نه مانند مستضعفان فکری می توانند خود را به خوشحالی بزنند. گروهی خود دست به کار می شوند، ولی ابزار کافی و مناسب ندارند. تحصیلات متوسطی دارند و بنیه فکری رقیق. ویلا نشینان کنار ساحل درباره الی متعلق به همین طبقه متوسطی هستند که با مرور زمان و با بودن در کلان شهرهای بتاریک امروزی ایمان و اخلاقشان کمرنگ شده است و شاید هم از بین رفته. آن ها سعی دارند با مهاجرتی مقدس و همراه شدن با هم، خود را در معرض امتحانی مجدد قرار بدهند. آن ها می خواهند خود را بیازمایند که می توان بدون این دو الگو (اخلاق و ایمان) باز هم دوام آورد. اگر آن ها بتوانند در یک تمدن بدوی و خانه ای با امکانات اولیه و انسان هایی با روابط دوستانه، زندگی ای بدون مناسبات سنتی برای خود داشته باشند، می توانند این را به عنوان یک الگو در شهر خود نیز پیاده سازی کنند. اگر نشود که هیچ. همه چیز درست پیش می رود و در ظاهر و ابتدای امر مشکلی نیست ولی امتجان واقعی در لحظه مواجهه با مرگ است. همین جا گذاشتن مناسبات اخلاقی در شهر باعث شده که حتی تصور مرگ یک نفر این چنین برای اهالی ویلا هراسناک و دلهره آور باشد. و این را جوانی که در انتهای فیلم وارد معرکه می شود به آن ها گوشزد می کند. چگونگی و مقایسه واکنش این جوان در مواجهه با مرگ احتمالی الی نسبت به دیگر افراد، بزرگترین آموزه ای است که در مسیر داستان گویی و روایت باید به آن توجه کرد. درباره الی به ما می گوید که قشر متوسط جامعه راه درازی و پیچیده ای را برای کنار گذاشتن رفتارهای سنتی خود(که در اولین نمود کنار گذاشتن رفتارهای دینی شان است) دارند. آن ها در ابتدا باید بدنبال یک الگوی جایگزین مناسب باشند تا در مواجهه با این چنین اتفاقاتی هراس بر آن ها غلبه نکند. الگویی که غرب با آن سابقه سنت گریزی و رویکرد همه جانبه خود به تجدد از ارائه آن و تجویز نسخه ای تمام عیار و کامل در مقایسه با آموزه های دین سنتی عاجز مانده است. اگر من به جای ساحل نشینان بودم و موفق می شدم تا وسیله حرکتم را از گل درآورم و باز به سمت شهر برگردم در تونل باز هم فریاد می زدم. فریادی بلندتر از نوبت آمدن. اما این بار از سر ناتوانی و بازگویی پشیمانی و نه برای شادی مبهم و الگویی نیازموده. 5- پیچیده ترین و دشوارترین کاری که بر عهده انسان گذاشته شده است قضاوت و داوری است. تشخیص حق و درست از باطل و نادرست و بعد از آن انتخاب رفتار درست براساس همین تشخیص ها. کاری که کاملا در مختصات الهی است. این ساحل نشینان درس خوانده ی حقوق در قضاوت برای شخصی که تا حدودی آشناست و در جریان اموری که باید براساس آن قضاوت کنند هستند، این چنین عاجزند. دیگر رای گیری و غلبه اکثریت بر اقلیت برای قضاوت در این مورد جواب گو نیست و آن ها هم سرگردان. درباره الی اخطاری است به همه ما. مایی که عادت کرده ایم به قضاوت های نادرست بدون دلایل استوار بر حق و خشنود بودن از این نوع رفتارها. 6- درباره الی جدا از مفاهیم و نشانه های ارزشی که در خود نهفته دارد، یک ادای احترام به سینماست. فیلمی که تمام قامت ایستاده است و از هیچ چیز کوتاه نیامده است. پرداختن به مفاهیم پیچیده و کارآمد کارگردان را از صنعت سینما غافل نکرده است و از طرف دیگر ظرایف بازیگری و صحنه پردازی مثل فیلم های دهه شصت میلادی اروپاست که گویی کارگردانان فقط می خواستند تسلط خود در قاب بندی و چینش صحنه ها را به رخ بکشند که نتیجه هم کارهایی شد فقط با بعد هنری و چشم نواز. درباره الی روی لبه تیزی ایستاده است و با ماهرت تا انتها با حفظ تعادل گام بر می دارد. نه به شعارزدگی و حرف های درشت مشغول شده و نه اسیر هنرنمایی. 0-به امید اکران نوروزی، دیدار مجدد و دریافت بیش از پیش از این فیلم.
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : درخت، از ابتدا درخت بود. نه قلمه خورده و وام دار دیگران بود و نه نهالی خرد که حیاتش محتاج دستی مهربان و سایه ای بزرگ و تکیه گاهی مستحکم باشد. درخت، تنها در دشتی وسیع سایه ای گسترانیده است از برای خسته قدمان در راه مانده، تا نفسی تازه کنند برای ادامه راه. درخت ما از ابتدا درخت بود از همان اول! پروفایل مدیر : علی بیگدلی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |



