| موج نگاهت |
| ساعت ٧:٠۸ ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢ |
|
هر روز و شبم غرق در آن موج نگاهت رقصان همه تن گشته از آن ناز صدایت
من شهر به شهر در پی تو گشته ام اما بر گرد حرم چون بتوان یافت هدایت
از رود بپرسیدم و از جمله ی گل ها تا بلکه بدانند و بگویند نشانت
بر حیرت و سرگشتگی ام لحظه به لحظه افزود و نشد هیچ نشانی ز سرایت
من چهره گل، وسعت و آرامش دریا دیدم و بدانم که ندارند ورایت
با چشم تر و دست تهی از همه دنیا جز این غزلم هیچ ندارم برایت |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : درخت، از ابتدا درخت بود. نه قلمه خورده و وام دار دیگران بود و نه نهالی خرد که حیاتش محتاج دستی مهربان و سایه ای بزرگ و تکیه گاهی مستحکم باشد. درخت، تنها در دشتی وسیع سایه ای گسترانیده است از برای خسته قدمان در راه مانده، تا نفسی تازه کنند برای ادامه راه. درخت ما از ابتدا درخت بود از همان اول! پروفایل مدیر : علی بیگدلی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |

